سيد جلال الدين آشتيانى

591

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

سوم : وحى از خواص نبوت است ؛ و الهام از خواص اهل ولايت . چهارم : همان‌طورىكه بيان شد ، وحى از براى نبى حاصل نمىشود ، مگر با اطلاع از سبب و علتى كه علم مستفاد از وحى حاصل شده است . از شرائط وحى تبليغ است ؛ بر خلاف الهام . هر يك از وحى و الهام داراى مراتبى است ، كه بعد از تأمل در آنچه كه ما در بيان و شرح مراتب وجود و بطون سبعه قرآنيهء حقيقت انسان كه از آن تعبير به هفت شهر عشق نموده‌اند ، گفته‌ايم حقيقت مراتب وحى و الهام و اقسام و انواع كشف و مراتب سير سلاك و درجهء وجودى انبياء و اولياء « عليهم السلام » ، دانسته مىشود . * * * همان‌طورىكه در مقدمه بيان شد ، از براى هر علم معيار و ميزانى وجود دارد ، كه بوسيلهء آن صحت و سقم و صواب و خطاء آن علم دانسته مىشود . مثل اينكه علم نحو ، ميزان از براى صحت و سقم كلمات ؛ و علم عروض ميزان از براى اوزان و بحور شعر ؛ و علم منطق ميزان صحت در افكار است . احتياج اين علم كه اشرف از جميع علوم است به ميزان و معيار شديدتر است ؛ لذا از براى معرفت موازين و تحصيل ضوابط و اصول و قوانين ، در كتب اهل فن مطالبى ذكر شده است ، با آنكه علم توحيد داخل تحت ميزان و منضبط بقوانين مقنن و محصور در ميزان معينى نمىباشد . معناى اينكه اين علم داخل در ميزان معينى نيست ، آنست كه موازين آن علم مثل علوم ديگر محصور و محدود نيست ، و سعهء دايرهء قوانين آن اوسع از قوانين ساير علوم است . علم توحيد ، باعتبار هر مرتبه و به لحاظ اسماء الهيه و مقام و موطن سلاك حق و احوال و اوقات اهل جذبه و سلوك ، و باعتبار اوضاع و احوال عروج‌كنندگان ، به عين جمع واحديت وجود ميزان و معيارى مناسب با مرتبه و اسم و رسم آنها دارد ؛ كه بواسطهء آن ميزان ، تميز بين انواع و اقسام فتح ، و انواع علوم شهودى و لدنّى ، و اقسام القائات و واردات و تجلياتى كه حاكم بر مراتب وجودى اهل توحيد ، و احوال و مقاصدى كه عارض بر اهل سلوك مىگردد ، حاصل مىشود .